Landscape Architecture

لندسکیپ شهر سازی در برابر لندسکیپ طراحی

مفهوم لندسکیپ شهر سازی به بحث گفتگو در جهان معماری لندسکیپ می پردازد. این بحث در ایالات متحده نسبت به اروپا رایج تر است. معماران لندسکیپ همواره عمیقا درگیر برنامه ریزی بوده اند. اما پتانسیل طراحی در آنها را نباید نادیده گرفته شود.

 برنامه ریزی یا طراحی

برای حدود ده سال است، مفهوم لندسکیپ شهرسازی بحث و گفتگو در جهان معماری ایجاد کرده است. مانند بسیاری از ایدلوژی های رو به افزایش، این میوه تفکر موازی و همزمان در میان دانشمندان و معماران لندسکیپ در حال تمرین است. اصطلاح لندسکیپ شهرسازی توسط چارلز وال هایم- در حال حاضر رئیس گروه معماری منظر دانشکده طراحی هاروارد- ابداع شد.

افراد پر کار دیگری که همکاری در تشکیل این مفهوم کرده اند، الکس کریگر و محسن مصطفوی از همان دانشگاه، و جیمز کرنر از دانشگاه پنسیلوانیا ست. بیشتر در ایالات متحده نسبت به اروپا، بحث شدیدی در مورد لندسکیپ شهرسازی در جریان است، که خط تقسیمی بین این که برای چه کسانی است و با چه کسانی مخالف است، ایجاد می کند. در سمت بحرانی، استدلال اساسا بر سه موضوع تمرکز می کند: اول ، لندسکیپ شهرسازی کمی حاوی  تفکر جدید است و یک نسخه تبدیل شده از مفاهیم مک هارگین را از دهه 1970 تشکیل می دهند، دوم، لندسکیپ شهری است که سخت به کار می آید، سوم، دستیابی به موفقیت لندسکیپ شهرسازی است که در زمینه طراحی لندسکیپ در تهدید به سر می برد، به ویژه در طراحی کلاسیک، مانند جی. اس .دی دانشگاه هاروارد. در اروپا، نظریه و تفکر و همچنین آشفتگی در سراسر لندسکیپ شهرسازی به اندازه ایالات متحده آمریکا مورد توجه نبوده است. در اینجا، معماران لندسکیپ عمیقا درگیر مسائل برنامه ریزی، بیش ازلیبرال و بازارگرایان در ایالات متحده هستند.

برای مدتی، تمایل بسیاری از معماران منظر اروپایی برای شرکت در فهم بافتی، مسائل برنامه ریزی و سیاستهای شهری و استراتژیها فقط به جای طراحی سایت وجود داشته است. شیوه های نفوذ، مانند معماران منظر روتردام وست 8، در حال حاضر برای سالهای زیادی تلاشهای خود را به سمت طراحی شهری به جای طراحی مکانهای منحصر تغییر داده اند. همچنین مشتریان شروع به اتخاذ تمایل برای حرکت به سمت طراحی شهری و مسابقات بین المللی امروز کرده اند، که اغلب با سازمان دهی مجدد محیط شهری همراه بوده است. یک مثال نسبتا جدید، اسکله تورنتو، یک مسابقه موفق توسط وست 8 است با هدف باز گرداندن مناطق صنعتی سابق و ترک شده بوسیله مالک یا قیم زمین، برای ارائه مطالب معنی دار و روابط فضایی جدید در نظر گرفته شده است.

سنت کوتاه آکادمیکی

معماری منظر دارای تاریخ کوتاهی است. در زمینه مناظر عمومی ،این حرفه بالاتر از 200 سال نیست. در پایان قرن هجدهم، اولین پارک عمومی در اروپا، انگلیشر گارتن، در مونیخ افتتاح شد. آموزش و پرورش در این زمینه دارای سنت طولانی نیست. در سوئد ، بعد از دهه 1960این رشته وضعیت علمی به دست آورد و هنوز بسیاری از کشورها دارای یک برنامه آکادمیکی در  معماری لندسکیپ نیستند. کشورهای دیگر رشته لندسکیپ را دیر تر شروع کردند، از جمله کشورهایی با انتقال طولانی فرهنگی، مانند ایتالیا، اسپانیا و پرتقال.سوئتزیلند دیگر کشورتولید کننده معماری منظراست که مدرکی را در سطح لیسانس ارائه می دهند.تا یک دهه قبل، معماران لندسکیپ فرانسوی به آن به عنوان پی ساژیست (چشم انداز) مراجعه می کردند، بدون آن که آنرا به عنوان معمار معرفی کند.در آفریقا تحصیلات آکادمی معماری منظر وجود ندارد، در چین با جمعیت فراوان، ارزیابی برنامه درسی آنها  از نظراستاندارد اروپا و آمریکای لاتین سخت است، ، در آمریکای لاتین عدم ثبات در واحدهای آکادمیکی در این رشته وجود دارد.

المستد و شهرسازی سبز

قدیمی ترین مدرسه معمار منظر در دانشگاه هاروارد، کمبریج، ایالات متحده آمریکاست.بیش از صد سال قبل آغاز شده و یکی از استادان با نفوذ سالهای اولیه "فردریک المستد" بود. او برای اولین بار به اتخاذ عنوان معمار منظر در این حرفه نائل شد. نقش اصلی المستد بر دو قسم است: ایجاد سیستم پارکهای ملی در ایالات متحده آمریکا، نتیجه آن پروژه " زمرد سبز" در کیومینگ و یوسمتایم در کالیفرنیاست، و ایجاد فضاهای عمومی مرتبط در شهرهای آمریکاست که نتیجه آن توالی بافتی شهری است که در آن می توان شهر ها را ساخت و ایجاد فضا ی سبز برای ساکنین شهر کرد، در پروژه "زمرد سبز" بوستون به عنوان بهترین مثال، به هنگام بازدید کار المستد در بوستون، روچستر یا بوفالو روشن می شود که کار دارای ساختار با کیفیتی است. از لحاظ طراحی ، پارک المستد از اهمیت کمتری بر خوردار است و ظاهرا دنبال یک فرمول، درخت، علفزار،مناظر و آب است که به ندرت به عنوان اشتباه در معماری منظر به اثبات رسیده است. برای طراحی، المستد به شریک تاریخی اش، بریتون کالورت واتس تکیه کرده است. به طور مثال در کارهایی مانند بازاربزرگ در واشنگتن دی سی و پارک مرکزی نیویورک، المستد بیشتر در زمینه برنامه ریزی شهری در طراحی لندسکیپ فعالیت داشت. این مفهوم مهم است از آنجا که می توانیم این نکته را به مدت یک قرن رد یابی کنیم و نه همیشه به عنوان مشکلی در رابطه بین برنامه ریزی و طراحی.

برنامه ریزی پس از جنگ: ایان مک هارگ و برنامه محدودیت

 

با وجود سنت نسبتا کوتاه، این حرفه به سمت خشونت برای تعریف خود رفته، که هنوز رسیدن به آن سخت به نظر می رسد.در دوران تحصیل من(نویسنده)، معماری منظر یک حرفه در سطح برنامه ریزی بود. آن روزها آخرین روزهای مدرنیسم بود، و مدرنیسم مسئله گرا بود، مسئله اصلی ارائه راه حلهایی برای حل مساله بود تا ارائه ایده. معماران منظر در آن روزها با عملکردها و نه با ارزشهای زیبایی شناسی کار می کردند. در سالهای قبل از جنگ، اروپای غربی و  ایالات متحده آمریکا، پایه و اساس برای اقتصاد موفق خود و به هم پیوسته افزایش استانداردهای زندگی را بر اساس پدیده مصرف گرایی گذاشتند. منابع طبیعی در یک راه بسیار مورد مصرف واقع شدند، نه از طریق دانش و نه در نظر گرفتن تعادل حسی طبیعی که پایه ای بر زندگی بی رویه است. این موجب شد بسیاری از معماران منظر موضع سیاسی علیه استثمار ساکنین لندسکیپ در جنگلهای اسکاندیناوی بردارند، در منطقه صنعتی در آلمان یا در حاشیه شهری از شهرهای آمریکا، که در آن پراکندگی شهری به ظاهر بدون کنترل است  گسترش یابند. از این نقطه نظر سیاسی ،معماران محدودی می شوند. این حرفه و شاغلین این رشته اغلب نه گفته به جای بله و معماران لندسکیپ بیشتر به صورت عملی به حفاظت و نگهداری طبیعی پرداختند تا وابستگی به دلایل نظری. احتمالا با نفوذ ترین معمار لندسکیپ در طول آن سالها مک هارگ بود. مک هارگ متوجه شد که در یک درگیری بین بهره برداری و نگهداری، راه اندازی و بهره برداری همیشه برنده است. استراتژی اوهدف برای جلوگیری از درگیری بود به جای دنبال کردن آن. روش قرار دادن و هم پوشانی لایه ها،حداقل اذعان طبیعت به عنوان یکی از کیفیتها در میان بسیاری است. تکنیک های پوشش نقشه ها اجازه ردیابی از مناطق جنگی آزاد، که یک استراتژی بقا در طی این سالها بود را می دهد. که طبیعت و منظره را به عنوان دارایی های صرف برای مصارف صنعتی است. دستیابی امروز به موفقیت برای لندسکیپ شهری امروز، شباهت به هر دو شهر سازی سبز المستد و روشهای برنامه ریزی مک هارگ دارد. اگرچه ، روحیه یا طرز فکر یک عصر یا دوره ، با هم کاملا متفاوت است. در زمان المستد، انقلاب صنعتی در حال وقوع مشکلات سلامتی شدیدی از شهرهای پر جمعیت برای کارگران بسیاری است که وقت خود را در کارخانه گرد و خاکی کا رمی کردند، ایجاد کرد.دسترسی به خارج از منزل درمانی برای مردم وضع فیزیکی بد بود. شهرسازی سبز المستد موضوع بقا برای بشریت بود. طراحی مک هارگ با طبیعت موضوعی برای بقای طبیعت است. مصرف مواد خام و پیشرقتهای فن آوری ترکیبی است که تهدید شدید برای سیستم های محیط زیستی است، که کتاب راشل کارسنزبه نام سکوت بهار درسال 1962، آنرا نشان داده است.

 

وعده لندسکیپ شهری

هدف لندسکیپ شهرسازی بازگرداندن اصطلاح برنامه ریزی مدرن است. در بهترین حالت آن، تامین ابزار و استدلال برای این حرفه است. ممکن است لندسکیپ شهری به عنوان یک موضوع برای زنده ماندن شهرهادیده شود.  و در شهر معاصر به نظر می رسد که در کشمکش مرگبار بین شهرهای نوستالژیک کولهاس، پراکندگی نئولیبرالی و هسته مرکزی اواخر مدرنیستی، به تفکیک برنامه ریزی پرداخته است.لندسکیپ شهرسازی مسیر طولانی در لمس کردن شهرسازی سبز در دهه 1889 دارد و همچنین برنامه ریزی محدودی در دهه 1970، و امروز به عنوان یک ورودی ایدولوژیکی نیاز به معکوس کردن تمرکز از منافع مشترک خصوصی به عمومی است. به نظر نویسنده، لندسکیپ شهر سازی به معنی گرفتن فضاهای عمومی به عنوان نقطه عطفی به جای بلوکهای ساختمانی است. لندسکیپ شهرسازی نیز به معنای استفاده از روشهای چشم انداز، از جمله استراتژی های فرایند گرا برای طراحی شهری است.

و بالاخره لندسکیپ شهری به معنای معکوس کردن برنامه ریزی ائدولوژی سنتی از تنظیم ساختمان به الگوهای شهری است، بیشتر یا کمتر در بین فضاهای دلخواه، اما به جای  آن اولویت، در نظر گرفتن فضاهای بازاست،درست مانند نقشه نولی که در 250 سال پیش نشان داده شده است. با این حال، در خواست لندسکیپ شهری این است که فضای کافی در زمینه طراحی داشته باشیم. لندسکیپ شهرسازی نباید جاه طلبی خود را کور کند و همچنین اذعان به پتانسیل طراحی داشته باشد. در خواست معمار منظر ، از سوی دیگر غلبه بر این تعصب است که موضوع کوچک برای طراحی است و هر چیز بزرگ موضوع برای برنامه ریزی است.

با این ، بینش، ما می توانیم به این نتیجه گیری برسیم که لندسکیپ شهرسازی ممکن است شامل و یا حتی بیان شده توسط طراحی باشد.

و در نهایت، نگرانیهای شخصی من (نویسنده) درباره لندسکیپ شهری این است که  ما نیز باید آگاه باشیم که اتخاذ آن به این معنی نیست که مناطق روستایی و طبیعت را خارج از حوزه علاقه در نظر بگیریم. طبیعت نیاز به طراحی و همچنین برنامه ریزی دارد، همانطور که المستد در" یوسمید" نشان داد.

   + نسترن ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۳۱ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

ترجمه متون معماری منظر توسط فارغ التحصیل از دانشگاه تورنتو

این وب سایت شامل نمونه هایی از ترجمه متون درباره معماری منظر است ، شما می توانید برای سفارشات خود به این آدرس ایمیل بزنید : nsrz98@gmail.com

   + نسترن ; ٢:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

سنت لندسکیپ شهری

سنت لندسکیپ شهری

لندسکیپ شهری حداقل دو ریشه دارد:میراث تمدنهای باستانی در ایجاد سازه های اسکان و تاریخ معماری منظر و شهرسازی.با توجه به ریشه های آن، استراتژی لندسکیپ شهری می تواند تبدیل به ابزارهای قدرتمندی برای شهرهای قرن 21 شود.

 طبیعت و شهر- شهرسازی و لندسکیپ.  شرایط همواره در هم تندیده شده- از یک مکمل دو تایی به در  اثر آنتاگونیستی. امروزه، انطباق و استفاده کلمات، نشانه تجدید نظر از رشته ها، مقیاسها و نگرانیها در ساخت محیط زیست ساخته شده است. لندسکیپ شهرسازی به نوعی سوار هر دو موج واقعی و صحیح محیط زیست است و هر چه متخصصین، دانشگاهیان- و حتی واحدهای دانشگاهی- خود را با این رشته تراز می کنند، تعریفش بیستر دشوار می شود. برای بعضی آن شاید فرصت لبی است، برای دیگران یک مسیر فرار از غیر طراحی با عقب نشینی از استفرار روند نامعین است. هنوز برای دیگران، این راهی برای تعامل دوباره و دخالت در محیط زیست ساخته شده است- با منطق ، لندسکیپ به عنوان یک المان ساختاری برای هدایت شهری است. این مقاله ادعا می کند که لندسکیپ شهری بسیار جدید نیست و دارای حداقل دو قرن خدمت، ریشه هایش، یکی مبتنی بر هوش است که منجر به هدایت تمدنهای کخن به دنبال تعادل در ایجاد ساختارهای مسکونی است از طریق لندسکیپ است و دیگری ناشی  از سابقه هر دو معماری منظر و شهر سازی است.

 میراث بومی لندسکیپ شهری

از توپوگرافی تراس دار ماچوپیچو در پرو، به قسمتهای شهرنشین بنارس بر روی رود مقدس گنگ در هند، به شهرهای معبدی و شهرستانهای آنگلور در کامبوج، به شهر باستانی هرم-آب توتی هاکن در مکزیک، به شهرهای تپه ای دریای مدیترانه، به زمینهای ساده و بی شمار کشاورزی در سراسر جهان، شهرک سازی ها به دقت طراحی شده تا به تعامل با هر دو جنبه سازنده و نمادین این سرزمینها بپردازد. مطالعات موردی متعدد ( به عنوان تمدنهای ناپدید شده) که وجود لندسکیپ شهری بومی را اثبات می کند، تحقق فضایی روایات خاص جهان بینی و ایدئولوژی را آشکار می کند. با این حال ، در مجموع آنها، شهادت به یک زنجیر از تلاش بشر به عنوان مولد تبدیل و ماهیت اجتماعی و فرهنگی مناسب و لندسکیپ می پردازند. به منظور راهنمایی موثر از استفاده آنها، شغل و شهرنشینی.

 میراث معماری منظر

بدیهی است، تئوری غنی و ساخته شده حرفه معماری منظر، گفتمان امروزی و عملکرد لندسکیپ شهری را تغذیه می کند در اوایل فرن نوزده، کار گیاه شناس اسکاتلندی جان کلودیس لندن در لندن، به ویژه نکاتش برای اماکن تنفس برای کلانشهرها (1929)، مقدمه ای برای گنجاندن کمربند سبز به عنوان عناصر ساختاری در برنامه های توسعه شهری بود.

در ایلات متحده ، فردریک المستد بوستون و پروژه گردنبند زمرد(1896-1878) اغلب مرجعی به عنوان نمونه برای پروژه های لندسکیپ شهری از طریق مدرنیته کردن و بالقوه بودن برای بیان پارامترهای مفهومی برای پروژه های معاصر هستند.

ادغام لندسکیپ آن، زیر ساختها و معماری، نه تنها از طریق افقی ( مسطح) تقاطع استفاده های مختلف ( خودرو، تفریحی، بازنمودی) و ارتباط مقیاسها ( مکانهای مشخص در شهر و به عنوان بخشی از سیستم بزرگتر ارضی، بلکه در مقابل ، در برابر غنای عمودی (مقطعی) که شامل بهبود ساختاری ( مترو، فاضلاب، برق، آب و غیره) در سطوح زیرین می شد، انجام  می گرفت.

پروژه گردنبند زمرد، به طور همزمان یک سیستم کاهش جزر و مدی ، راه پارک خودرو، پروژه توسعه املاک و مستغلات و یک پارک عمومی و یک سایت برای باغ شهری است- تمام مربوط به یک سیستم شهری حتی بزرگتر از پارکها و راههای پارک است.

طراحی مک هارگ با طبیعت (1969) و زبان رسمی ریچارد فورمن از اکولوژی محیط زیست، رویکرد زیست محیطی امروز برنامه ریزی و طراحی را بیمه کرده است ، که به نظر می رسد، به دوباره معکوس کردن قرنهای قدیمی یهودی، مسیحی می پردازد که در آن طبیعت (جهان) اساسا به عنوان شاهد ، با مردم به جهت تبدیل کار و به طور دیالکتیکی در گیر است. آیا چنین مفاهیمی در واقع، به عنوان پیشگویی اسحاق، آنتی تزی برای پر کردن برش کوهها و درههاست؟ آیا این وارونگی در رویکرد از المستد به مک هارگ از دوباره ساختن طبیعت در مقابل کار کردن با نیروهای طبیعت نشان داده شده است؟

آیا گفتمان معاصر به دنبال فجایعی از جمله طوفان کاترینا در نیوارلینز و یا رانش زمین در ریو نشانه هایی برای تغییر اساسی آرام اما مطمئن است؟

 میراث شهرسازی

از زمان روند دوگانه صنعتی شدن و شهر نشینی در قرن 19 ، شهرسازان در تلاش برای مشمول کردن طبیعت در شهر هستند. در نتیجه فقدان هیچ مفاهیم و مدلهایی که سعی به بازگردان یا دوباره ایجاد طبیعت کرده باشد، نبوده است روابط شهری و مقیاس محیط شهری یا حداقل نزدیکی به طبیعت تضمین شده است. با این حال، می توان گفت که دوران گسترش باغ شهر ها، کمربند سبز، انگشتان سبز، کریدرهای سبز، سیستمهای پارک، پارک وی ها و غیره در واقع یک امتیاز ناچیز برای عملیات بزرگتر توسط شهرنشین هاست.بخش دره ای پاتریک گدی (1917)، نمونه ای از مناطق زیستی است که الهام بخش انجمن برنامه ریزی منطقه ای لوئیس ممفرد بوده است.

و شهرهای جدید، از لفانت واشنگتن دی سی، تا اسلام آباد(1959-63) تا چندیگراه لوکوبوزیه و شهر هایی که کمتر باطبیعت همراه شده از طریق پوتو ماک با شکوه، تپه های مارگالا و پارکهای چشمگیر ، با تار و پود کمربند سبز ادغام شده اند. در چنین طرحهایی، فرهنگ و طبیعت، شهر و لندسکیپ در شرایط معادل هستند. لندسکیپ ساخته شده حتی اگر مستلزم کاشت سیستماتیک کوهها باشد. همانطور که در اسلام آباد تنظیم شده است محیط و چهار چوبی هستند که که در آن شهر تعبیه شده و لندسکیپ و شهرسازی در هم تنیده می شوند. در مورد واشنگتن، لحظه ای که شهر نشینی بی پایان این سرزمین را تحت الشعاع قرار داد. حوضه رودخانه پوتوماک به طور ناگهانی" ستون فقرات منطقه ای" طرح شد.چنین رویکردی در تضاد با لودویگ هیلبر سمیر در پارک لا فایت دیترویت (1965-1961) است.همچنین توسط لندسکیپ شهرسازی اشاره شده، به عنوان یک پیشرو در این زمینه ، که در آن شهر برای انحلال در طبیعت به دقت تجزیه تحلیل و بازسازی شده است. شهر به عنوان استعاره ای برای طبیعت و روند آن توسط رینر بنهام  در لس انجلس بیان شده: معماری چهار اکولوژیک (1971) و مطالعات ترافیک فیلادلفیا از مطالعات لویس کان (1951-53)

 لندسکیپ شهری امروز

طبیعت و شهر. لندسکیپ و شهر سازی. شرایط غیر قابل اجتناب است و به طور جدایی ناپذیری محدود است. با این حال، امروز کنت فرمپتن در این نکته ایستاده است که ابزارهای شهر سازی به تنهایی به نظر می رسد قادر به مقاومت در برابر تمایلات یکدست محیط ساخته شده که به درجه خاصی، صاف کردن فرهنگ و مکان هاست نمی تواند باشد.تا حدود زیادی لندسکیپ به عنوان نجات دهنده حرفه محیط ساخته شده، اذعان به ظرفیت خود برای تغییر شکل فضای شهری داده است. ورود قوی و مجدد آن در مرحله طراحی با نا توانی حرفه ای برنامه ریزی که به طور متقاعد کننده ای با شرایط سیال سیاست و اقتصاد امروز است، دست کم گرفته شده است.مفهوم  لندسکیپ به عنوان فرایند، فعال ، پویا، سیستم های عملیاتی همجوش برای نیاز به مدیریت پیچیدگی برای تغییر و پاسخ دادن به سیاستهای در حال تحول، اقتصاد جهانی و درجه کلی تر از عدم قطعیت است. به طور همزمان، لندسکیپ شهری اجتناب ناپذیر از مقیاسها و دیسیپلین در مکانهای استراتژیکی بیشتری نسبت به مفهوم شهرسازی در لوئیس سرت 1950، ناشی از یک لحظه از بحران در طراحی محیط زیستی شاخته شده  است.

با این حال، جذابیت لندسکیپ شهری دامی برای خود اوست. این گفتمان با ابهامات و شعارهای مد روز تفسیر یا بیان می شود. استفاده استعاری لندسکیپ و طبیعت ، همیشه ، در حال تغییر با هرج و مرج و نامشخص- بازیچه رویکرد پست مدرنیزم- جایکه طراحی هایپر در عدم طراحی و بالعکس مبدل شده است. هر دو تحصیل کرده ها و دست اندرکاران، فرهنگ لغت بسیار انتزاعی و فرایندهای طبیعی را برای عملکرد به عنوان انتفاد از برنامه ریزی مدرن ،ربوده اند. با این حال طراحیهایشان به راستی خواهان درجه بالایی از کنترل است، اختراع مجدد جهان بینی جایگزین مکانیکی جهانی است که در واقع نیاز به طراحی، نه کمتر اما طراحی بیشتر است.

 تعریف و علاقه در لندسکیپ شهرسازی از این واقعیت چاپلوسی و مفهوم بهره وری رنج می برد. با این حال در کل از آنچه که انتظار می رقت، لندسکیپ پدیدار شناختی با تجربه بسیار کمتر در نوشتن و ساخت پروژه است، در عوض؛ همانطور که به عنوان تکنیکهای نمایندگی معاصر نشان داده شد، گفتمان و پروژه ها با وجود ادعاهای ضد و نقیض ساخته شده، باقی می ماند. لندسکیپ در کار و زیر ساختهای بهره وری در محل کار به سرعت در حال جهانی شدن توسط روند دوباره ساخته شدن و نوآوری در فن آوری، ارتباطات و حمل و نقل شده اند. لندسکیپ شهرسازی امکان تولید زمینه های منظره، معماری ، شهرسازی  را به صورت ترکیبی از گفتمان که اجازه برای خلق بافتهای جدید ساخته شده و لندسکیپهای جدید را می دهد، فراهم می سازد.لندسکیپ می تواند جذب هدایت حملات متناوب غلظت و پراکندگی ناشی از حرکت فرار سرمایه گذاری و پراکندگی ناشی از حرکت فرار سرمایه قدرت از طریق ایجاد روابط منطقی و سیستمتیک باشد.

 ابزار قدرتمند برای شهرهای قرن بیست و یکم

 فاجعه طوفان کاترینادر نیوارلینز(2005) و بارانهای اخیر ناشی از لغزش در دامنه کوههای ریو دو ژانیر تصدیق ضرورت به کار با منطق لندسکیپ و نیروهای تحمیل شده به آنهاست. لندسکیپ شهرسازی، دارای فوریت تجدید شده نه تنها از مانتراهای بیداری و پاسخ به آب و هواست ، بلکه به عنوان شواهدی وجودی از شاهکارهای مهندسی  در شهرنشینی نامناسب دارای عواقب بد شهرنشینی است. لندسکیپ شهر سازی می تواند استراتژی شهرسازی باشد که به تشکیل ترسیمی و  مقاومتی اجتماعی و فرهنگی سرزمین و قدرت مهیج لندسکیپ، صدا می بخشد. با درک متقابل سازنده بین استراتژی های زیست محیطی و شهری به این معنا که پروژه ها ممکن است سیستم های جدیدی از شبکه های به هم پیوسته را تشکیل دهند که سازه های موجود را تکمیل می کنند. در استراتژی لندسکیپ شهرسازی- سایت، سازه کنترلی روابط بین فرهنگ و طبیعت است، پدیده های سایت دستگاههای مواردی برای اشکال جدید و برنامه ها می شوند. یکپارچه سازی پشتیبانی اصول مثبت اکولوژی در لندسکیپ شهرسازی قدردانی از کار با مقیاس بزرگتر منطثه ای است،( حوضه ها، اکوسیستمها، زیر ساختها و الگوهای اسکان). ارتباط متقابل و پویا شهری و روستایی ایجاد کلان شهر حومه ای روستایی می کند. فرم و شخصیت استراتژیهای شهر سازی لندسکیپ از شکا گیری اجتماعی و فرهنگی بافتهای فیزیکی شکل می گیرد. اندسکیپ شهرسازی توصیفی- چیزی که غیر خوب تز مد اقتاده است که نمی ترسد به تعامل مادی فرهنگی بپردازد- می  تواند از خواندن دقیق لایه های سرزمینهای رقابتی و بررسی پتانسیل تکامل بپردازد.

منطق موجود در لندسکیپ- از جمله لایه های تاریخی و تخشیش بودجه، می تواند در مقیاسهای مختلف  دوباره سازمان دهی و متصل به زیر ساختهای جدید شود. منطق خاص لندسکیپ موجود زمینهای وسایل اوراق، می تواند استرس زا باشدو مداخلات جدید با ظرفیت های ساختاری می تواند واقعیت را اصلاح کند. استراتژی شهر سازی می تواند تبدیل به ابزارهای قدرتمندی برای مذاکرات بین بازیگران مختلف و رقبای شهری حوزه های قرن 21 باشد.

http://report.aruna.ir/archives/2012/Nov/%205/2751.php

   + نسترن ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

لندسکیپ شهری امروز

طبیعت و شهر. لندسکیپ و شهر سازی. شرایط غیر قابل اجتناب است و به طور جدایی ناپذیری محدود است. امروز، ابزارهای شهر سازی به تنهایی به نظر می رسد قادر به مقاومت در برابر تمایلات یکدست محیط ساخته شده که به درجه خاصی، صاف کردن فرهنگ و مکان هاست نمی تواند باشد.تا حدود زیادی لندسکیپ به عنوان نجات دهنده حرفه محیط ساخته شده، اذعان به ظرفیت خود برای تغییر شکل فضای شهری داده است. ورود قوی و مجدد آن در مرحله طراحی با نا توانی حرفه ای برنامه ریزی که به طور متقاعد کننده ای با شرایط سیال سیاست و اقتصاد امروز است، دست کم گرفته شده است.

   + نسترن ; ٥:٤۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

 

آوای سرد قناری

در بهار بی برگ..

مرگ شادی

با غم از دست دادن گل..

و خاموشی

پس از غرش رعد..

زندگی

یک قدم دور تر از

مرگ است

صدایش کن!

شاید

کسی تو را دریابد..

اما خوشبین مباش

چون

دشمن پشت آفتاب

منتظر است

و تو شاید

در معرض افتادن سنگی

پس برخیز و آهسته

نوای رفتن را در کیفت پنهان کن

و برو

برو تا جایی که هیچگاه نبینی  ..

آوای سرد قناری

در بهار بی برگ..

مرگ شادی

با غم از دست دادن گل..

   + نسترن ; ٥:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

پنج سنت برای تفکر لندسکیپ شهر سازی

سنت الهام بخش در برنامه ریزی شهری ، تاریخ طراحی و رشته های مرتبط ممکن است مفید برای توسعه تفکر لندسکیپ شهری برای پاسخگویی به نیازها و چالشهای زیست محیطی و فرم پایدار شهری باشد.

بیش از 10 سال لندسکیپ شهری ، نظریه جدید شهرسازی و طراحی شهری، به بحث گذاشته شده و ترویج و محبوبیت در میان دانش جویان معماری منظر و طراحی شهری در شمال آمریکا و اروپا پیدا کرده است. بحث اصلی لندسکیپ شهری این است که لندسکیپ، به جای معماری بهتر می تواند فرمهای شهری و تجارب را تعریف کند. چارلز والهایم برای تجید نظر در دیسیپلین، لندسکیپ را جایگزین معماری به عنوان بلوک ساختمان اساسی شهر می کند و جیمز کرنر لندسکیپ را به عنوان یک زیر ساخت فرایندها درحوزه عمل در نظر می گیرد. من ( نویسنده) ترجیح می دهم لندسکیپ شهری را به عنوان یک رویکرد منفی، مخالف رویکرد متعارف سنتی (مثبت) نسبت به توسعه شهری توصیف کنم.که در آن رشد شهری از زیر ساختهای خاکستری شامل جاده ها، لوله های ارائه خدمات برای توسعه شهری، تشکیل شده است. رویکرد منفی، زیر ساختهای ساخته نشده و سبز را که ارائه دهنده خدمات محیط زیستی است در نظر می گیرد، به عنوان چارچوبی برای تعریف رشد و توسعه شهرها که فرم شهری در تمام مقیاس عمل می کند. به این منظور پنج سنت در هر دو تئوری برنامه ریزی شرقی و غربی ، الهام از توسعه لندسکیپ و زیست محیط شهرسازی گرفته است.

فنگ شویی و هندسه

مدل پیش -علمی تفکر لندسکیپ شهری

مدل پیش علمی رویکرد منفی، هنر باستان ژئو منسی چینی یا فنگ شویی است، که همیشه اولویت به الگوی طبیعی و روند چی یا نفس می بخشد. مرتب از کوچک به بزرگ ، کل لندسکیپ ملی ( کوهها و مسیرهای آب) به عنوان یک ورید اژدها به هم پیوسته و یک شبکه از جنبش چی را در نظر گرفته است. زیر ساختهای لندسکیپ مقدس از فرکتال الگو گرفته  است که هر نوع عمل انسان باید به آن بیاید. این مدل برای ایجاد ساخت و ساز روستاها، شهرها، جاده ها ، پلها حتی مقبره ها مورد استفاده قرار گرفت و همه به هم متصل هستند. در این معنا، لندسکیپ مقدس، ستون فقرات یا شبکه های معنوی حفظ محیط زیست را تشکیل می دهند که زیر ساخت شده است. این سنت هنوز هم در مناطق روستایی چین برای هزاران سال است که شکوفاست و تعریفی از میراث فرهنگی لندسکیپ چینی و بار معنوی آن است. نمونه کلاسیک لندسکیپ شهرهای چین، هنگژن و سیستم آب شهر سوزاهان است. فنگ شویی نیز در فرهنگهای دیگر هم وجود دارد. امپراطوری معروف اینکن و ماچوپیچو در جنوب آمریکا همچنین بر اساس ژئو منسی بودند و شهر در هماهنگی با لندسکیپ طبیعی طراحی شده بود. این فقط یک نمونه است.

مسیرهای سبز

لندسکیپ به عنوان زیر ساخت تفریح و تجربه زیبایی

در ایالات متحده، پارکها و فضاهای سبز به عنوان زیر ساختهای اساسی در خدمت حل مسائل و مشکلات شهری مانند شلوغی و بهداشت اواخر قرن 19 هستند. پیشگام با المستد، بهترین نمونه ذکر شده عبارتند از" گردنبند زمرد بوستون " و سیستم پارک وی، مینا پولیس است. در مقیاس منطقه ای، فضاهای سبز به طور منظم به عنوان زیر ساختهای شهری برنامه ریزی شده و ایده مشابه حفاظت از سیستمهای طبیعی و برنامه ریزی فضای سبز حتی در مقیاس ملی در معادین انجام می شود. این سنت سیستم های پارک و پارک وی ها، با عملکرد خود عمدتا در تفریح و سرگرمی متمرکز شده و اخیرا توسط جنبش راه سبز در ایالات متحده به تصویب رسیدند. با این حال، غنی شده و یکپارچه شده با توابع جامع تر از جمله حفاظت از منابع طبیعی و روند طبیعی، حفاظت از میراث فرهنگی و توسعه امکانات تفریحی می باشند.

 کمربند سبز

لندسکیپ به عنوان فرم ساز شهری

سنت سوم لندسکیپ به عنوان زیر ساخت در جهان غرب و اروپا ، درباره کمربند سبز ، قلب سبز و مفاهیم گوه سبز ترسیم شده است.اینها توسط طراحان شهری به عنوان جدا کننده، اتصال دهنده توسعه شهری برای ایجاد یک شکل خوب شهری استفاده می شوند. کمربندهای سبز بین شهر و روستا به عنوان یک دستگاه برنامه ریزی در ساختار شکنی دیواره های شهر اروپایی قرن 18 و 19 تامین گردید. سبز شدن دیوارهای پیشین  ، تفرجگاههایی را برای مصارف تفریحی و زیبا سازی شهری ایجاد کرد. با این حال ، آنها همچنان به عنوان جدا کننده بین شهر و روستا عمل می کنند، درست مانند دیوارهایی که در شهرهای قرون وسطی بودند. در پایان قرن نوزده، ایده کمربند سبز به عنوان متوقف کننده شهری توسط هوارد اختصاص داده شد و یک عنصر اساسی از مدل باغ شهر شد.برای یک قرن از زمان هارورد، فضای سبز برای ساختار سازی برنامه ریزی شده فرم شهری را خوب تعریف می کند مانند کمربندهای سبز برای شهرهای جمع و جور مانند لندن و برلین، قلب سبز برای شهر مهم مرکزی و گوه های سبز برای کنترل توسعه.

ایده های مشابه در برنامه ریزی شهر چینی از دهه 1950 اجرا شده و امروز هم غالب است، از جمله کمربند سبز در پایتخت چین و شواهدی در شهرهای اروپایی، ایالات متحده ( واشنگتن دی سی)و اتاوا که نشان می دهد این کمربند سبز و رویای گوه های سبز کم و بیش شکست خورده اند. شواهد همچنین نشان می دهد که تعاریف منفی اشکال لندسکیپ ( بر گرفته از شهرها) به سختی موفق برای حقاظت فضاهای باز در مناطق شهری در حال رشد می باشد. در عوض، لندسکیپ باید تعریفی مبتنی بر اسا س موارد استفاده و درک مردم داشته باشد. این مساله به شدت این مفهوم را پشتیبانی می کند که به منظور داشتن یک لندسکیپ پایدار سازگار با محیط زیست و شکل شهری، رویکرد برنامه ریزی متعارف معماری شهرسازی و توسعه اقتصادی شهرسازی باید معکوس شود.

تا حدودی به این دلیل، در دهه های گذشته، به ویژه در ایالات متحده مفهوم راه سبز بیشتر یا کمتر به جای مفهوم کمربند سبز، گوه سبز و قلب سبز به عنوان فرم ساز شهری جایگزین شده است. بر اساس مطالعات موردی چندگانه، محققان نشان داده اند که راههای سبز از یک رویکرد طراحی شهری که تلاش برای تحمیل هر دو فرم لندسکیپ و عملکرد لندسکیپ به برنامه ریزی محیط زیست پایدار است، تکامل یافته اند که به عوامل طبیعی، ارتباط بین سیستمهای طبیعی و شهری، مشارکت عمومی و حمایت از تکامل به دخالت نوآورانه دولت پرداخته است. مفهوم راههای سبز بیشتر به توسعه جامع تر و به هم پیوسته تر لندسکیپ جامع  و در هم تنیده به نام زیر ساختهای سبز پرداخته است.

شبکه محیط زیستی

لندسکیپ به عنوان زیر ساختی برای حفاظت بیولوژیکی

سنت چهارم لندسکیپ، به عنوان زیر ساخت در حفاظت بیولوژیک ریشه دارد. زیست شناس ، ادوارد ویلسون، در شرکت در حال گسترش اشاره کرد که طراحی لندسکیپ نقش تعیین کننده ای خواهد داشت. جایی که محیطهای انسانی با تنوع محیط زیستی هنوز می توانند در سطوح بالاتر با قرار دادن مبتکرانه مقدار زیادی چوب، پرچین ها، منابع آبی، مخازن، حوضچه ها و دریاهای مصنوعی پایدار باشند.

برنامه های کارشناسی ارشد فقط از نظر اقتصادی بهینه و زیبا نیستند، بلکه حفاظت از گونه ها و نژادهای مختلف را در بر دارند. مفاهیمی مانند چارچوب زیست محیطی، شبکه های زیست محیطی، سیستمهای فضای باز گسترده، مدولهای چندگانه، شبکه زیستگاهی، راهروهای زیست محیطی، لندسکیپ ساختاری سازگار با محیط و غیره در مکانهای مختلف با تاکید بر حفاظت تنوع زیستی در محتوای مناظر استرس ساخنه شده اند. این مفاهیم اگرچه کمی متفاوت هستند، همه نشان می دهند که فلسفه حفاظت از طبیعت در حال تغییر است از گونه های سایت محور و روشهای محافظتی در مراحل اولیه، سیستمهای سازگار با محیط زیست، با تاکید بر زیر ساختهای عمیقا یکپارچه. در این سنت، علم اکولوژی لندسکیپ، نقش مهمی ایفا می کند. از هنگام این ظهور از سال 1929، به خصوص توسعه سریع خود از دهه 1980، لندسکیپ محیط زیست تبدیل شده است به تنها دیسیپلین مهم که پایه مهمی برای برنامه ریزی و طراحی لندسکیپ شده است. استدلال می شود که بر خلاف هر دیسیپلین دیگر، رویکرد لندسکیپ، ارزیابی جامع و ابزار برنامه ریزی را برای طراحی و توسعه  بین طبیعت و فرهنگ را ارائه می دهد. از این رو لندسکیپ به عنوان محل تعامل انسان با طبیعت به نظر می رسد در قلب پایداری باشد. تعریف لندسکیپ به عنوان مساحت همگنی متشکل از مجموعه ای از معاملات محیط زیستی اساسی است از این جهت که دیسیپلین لندسکیپ را وارد حوزه علم می کند. این به طور چشمگیری متفاوت از گذشته شاعرانه و زیباست. در حالی که تحقیقات علمی دانش زیادی در مورد پروسه ها فراهم می کند. الگوها ، تغییرات ، تغییرات جدید خواسته شده، پلی بین شکاف دانش علمی و کاربرد آن است جایی که پایداری لندسکیپ مفهوم کلیدی می شود.

زیرساختهای زیست محیطی و خدمات اکوسیستم

به عنوان نسخه توسعه یافته شبکه های زیست محیطی، زیر ساختهای زیست محیطی به جمع آوری جامع ترین معنای در نظر گرفته شده می پردازند و به عنوان یک استراتژی مهم لندسکیپ ساخته شده، مناطق شهری و شهرستانها را به وضعیت پایدار سوق می دهند. مفهوم زیر ساختهای محیط زیستی در دهه 1980 دو حوزه را پدید آورده است: مطالعه در زمینه اکو –شهر و حفاظت از زیست شناسی. با توجه به مدارک موجود، اصلاح زیر ساختهای زیست محیطی برای اولین بار در برنامه ام.آ.ب ( انسان و کره مسکونی) از یونسکو آغاز شد. در گزارش ام.آ.ب سال 1984، پنج اصل مطرح شد: 1- حفاظت زیست محیطی 2-زیر ساخت زیست محیطی3- استانداردهای محل اقامت زندگی 4- فرهنگ و تاریخ حفاظت 5- القا طبیعت به شهرستانها

اصل زیر ساختهای زیست محیطی اشاره به لندسکیپ طبیعی و مناطق داخلی شهر دارد. اما روشن نیست که همپوشانی با مفاهیم دیگری مانند حفاظت محیطی را نیز دارد. در مطالعات حفاظت بیولوژیک، این اصطلاح برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت تا شبکه زیستگاهی را بیا ن کند با تاکید بر حفاظت از عملکرد تنوع زیستی اجزای لندسکیپ از جمله منطقه اصلی کریدرها. از دیدگاه علمی ، شیوه های زیر ساختهای زیست محیطی در هلند مثالهای خوبی هستند. مثالها از جمله زیر ساختهای عمده اکولوژیکی هلند هستند که از مناطق طبیعی مرکزی،زمینه های رشد طبیعی، کریدرها یا اتصالات و مناطق بافر ساخته شده اند. اما آنچه باعث می شود که مفهوم زیر ساختهای زیست محیطی به عنوان یک ابزار قدرتمند برای لندسکیپ شهری باشد، پیوند آن با در ک درست از خدمات اکوسیستم است.  چهار دسته از خدمات شناسایی می شوند:  تامین- مربوط به تولید مواد غذایی و آب تمیز، تنظیم-مربوط به کنترل آب و هوا و بیماری، وساطت- مربوط به مواد مغذی چرخه و فراهم آوردن زیستگاه ( فضای مناسب زندگی) برای گیاهان و گونه های جانوری و فرهنگی- مربوط به منافع معنوی و تفریحی.

در این معنا، زیر ساختهای زیست محیطی می تواند به عنوان ساختار لازم از یک لندسکیپ پایدار سازگار با محیط زیست باشد که در آن خروجی کالا ها و خدمات نگهداری می شود و ظرفیت سیستمها برای ارائه همان کالا و خدمات برای نسل آینده تضعیف نشده است. بنابراین، زیر ساختهای محیط زیستی می تواند به عنوان شبکه ساختاری لندسکیپ تعریف شود که شامل عناصر انتقادی لندسکیپ و الگوهای فضایی است که از اهمیت استراتژیک در حفظ تمامیت ارضی و هویت لندسکیپ طبیعی و فرهنگی بر خوردارند. و برای خدمات پایدار اکوسیستمی تامین امنیت می کنند و از میراث فرهنگی تجربیات تفریحی حمایت می کنند.

این پنج سنت و ایده درباره لندسکیپ به عنوان لندسکیپ زیرساختها و لندسکیپ شهری در نهایت بر اساس درک درستی از سرمایه های طبیعی و اکوسیستم واحد، عمل می کند و با مفهوم زیر ساختهای زیست محیطی ادغام می شود. عناصر دیگر لندسکیپ مانند کریدرهای میراث فرهنگی، باقرهای ساحلی، مدیریت فاضلابهای سطحی همچنین می تواند با زیر ساختهای زیست محیطی یکپارچه شود. به رسمیت شناختن این نکته مهم است که رویکرد متعارف برنامه ریزی توسعه شهری، که بر اساس طرح جمعیت، زیر ساختهای ساخته شده واجزا معماری است ، قادر به پاسخگویی به چالشها و نیازهای اکولوژیکی توسعه شهری پایدار نیست. در این وضعیت است که تفکر لندسکیپ شهری ارزشمند است.

با استفاده از قیاس عکاسی در توصیف فیلم و تصویر، یا شکل و زمین، اصلاح منفی می تواند مورد استفاده قرار گیرد برای توصیف مدل  توسعه شهری که به طور منفی با زیرساختهای زیست محیطی در بر گرفته شده است و نه راه دیگری. به بیان دیگر، زیر ساختهای زیست محیطی به طور مثبتی فرم شهری و الگوی رشد شهری را بیان می کند و خدمات اکوسیستم پایدار ضروری، برای شهر و مردم امنیت می بخشد. به طور سنتی، المانهای سبز و لندسکیپ به طور منفی از طریق زیر ساختهای معماری ساخته شده تعریف می شود، و به طور مثبت تعریف زیر ساختهای زیست محیطی به خاطر خدمات زیست محیطی و یکپارچگی فرهنگی زمین، الگوی رشد شهری و شکل شهری را به صورت منفی بیان می کنند. زیرساختهای زیست محیطی، پلی بین لندسکیپ شهری، رشته های اکولوژی به خصوص اکولوژی محیط زیست هستند و ایده خدمات اکوسیستم و توسعه پایدار را بر فرار می کنند. این پلی بین توسعه هوشمند و حفاظت هوشمند است.

 

 

 

 

 

   + نسترن ; ٢:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۳ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

چقدر لندسکیپ شهری سبز است؟

اگر رنگ  سبز ، اغلب با لندسکیپ همراه است، پس ممکن است  لندسکیپ شهری حرکتی دور از سبز به سوی یک طیف وسیعتری از رنگها و رابطه آنها با شهر باشد.به نظر می رسد چارلز والهایم این مفهوم را در " بازیابی لندسکیپ" این طور می رساند که برای تغییر به سمت درک درستی از تصویر اندسکیپ، لندسکیپ تنها به عنوان زیرساخت افقی مسطح برای تشخیص بین فضای شهری و طبیعی نیست بلکه مفهوم لندسکیپ در برگیرنده مناظر سبز عمودی هم هست.هدف ا زاین مقاله این است که نشان دهد رنگ سبز رنگ شهری هم هست.

در بومشناسی لندسکیپ،لندسکیپ عمدتا از یک هواپیما به صورت موزاییک خوانده می شود. و موزاییک به گفته فورمن ریچارد به صورت تقا ط رنگی است. با این حال، والتر بنیامین به ما یاد آوری می کند ، که قدرت جاده شهری وقتی از میان آن راه میرویم بیشتر است تا نگاه کردن  به آن از بالا... شهراز بالا ممکن است خاکستری به نظر آید ، اما از داخل خیره کننده است ، مانند رودخانه تایمز. چرا هر دو نه؟ چرا لندسکیپ را هم از بالا و هم در سطح چشم نبنیم؟

اگر لندسکیپ به رنگ سبز است، پس شهرسازی احتمالا چند رنگ است. البته سبز ،رنگ شهری هم هست  فضاهای سبز، لندسکیپ سنتی، به وضوح ، سرزندگی و در نتیجه ارزش املاک می افزایدو بالقوه برای تولید درآمد هستند.در شهر نیویورک، پارک مرکزی غرب و شرق مکانهای مطلوبی برای زندگی هستند به دلیل نزدیکی به پارک سبز مرکزی، در واقع حدس و گمان مالک، تامین مالی پارک سبز بوده است. جای تعجب نیست که های لاین تبدیل به یک موتور قدرتمند برای شهرسازی شده ، یکی از عناصر کلیدی و موفق تامین مالی های لاین در آمد پیش بینی شده از افزایش در آمدهای مالیاتی املاک در امتداد پارک سبز بود.اما سبز بیش از یک کاتالیزور برای توسعه، دارای ارزش اقتصادی است. رنگ سبز تولید خاطره می کند و نیاز به زیر ساختها و ظرفیت تولیدی خود را دارد. در مناطق بیابانی ، که در آن لندسکیپ بومی رنگ سفید و بژ دارد تا سبز . در اینجا سبز مترادف با شهرسازی است، تا ترجیحا به جای دیگر یا پادزهر در نظر گرفته شود. در خت نخل به طور مثاال به عنوان یکی از منابع بومی خلیج فارس، یکی از بزرگترین مناطق در جهان است. باغ نخل از فضاهای مهم و قابل ملاحظه فرهنگی و نمادین است. نخل خرما سبز خاکستری ، دارای ظرفیت تولیدی با خوردنی بودن هر قسمت آن و یا استفاده عملی آن است. علاوه بر غذا ، دانه های خرما برای علوفه ،ساقه ها برای ساخت و ساز ، برگها برای سبد و فایبر برای طناب استفاده می شود.درختان نخل خرما شهری هستند، به این معنا که آنها به تنهایی فضای سبز را در کانتراست رنگهای بژ، زرد و سفید بیابان تعریف نمی کند بلکه آنها غذا، سرپناه،فضاهای عمومی و وضعیت اجتماعی را فراهم می کننند. و در واقع به ارائه یک موضوع به ظاهر پایان ناپذیر برای موسیقی،شعر و فرهنگ عامه می پردازند.

ایده سبز بودن، اغلب از خود رنگ سبز مهم تر می شود، به طور مثال در صحرا. بزرگترین تحول شهر معاصر، فناوریهای سبز است که شهر را نرم، سر سبز و زیست محیطی می کند.سبز فراتر از بصر مترادف با محیط زیست ، حتی در شرایط آب و هوایی که تولید سبز بودن کمتر محیط زیستی است، می باشد. در واقع، تامین سبزی در بسیاری از مناطق شهری، با انتظاراتی چند ، هزینه های عمده محیط زیستی را در بر دارد. سبز شدن و سبز بودن اغلب به عنوان ضرورت اخلاقی ارائه شده و با این حال ارائه سبز شهری به ویژه در محیطهای خشک به لحاظ اخلاقی سئوال بر انگیز است. تناقضی در مسائل مربوط به لندسکیپ و شهر سازی امروز است، چگونه محیط سبز ساخته شده در محیط شهری را طراحی و برنامه ریزی کرد به طوریکه محیط سبز در فضاهای شهری سبزتر شود، به طور مثال از لحاظ محیط زیستی ، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی.

خواندن رنگ تقدم را از جسم دور می کند و به افشای جنبه های ارتباطی شهری می پردازد. با نگاهی به ترکیب لندسکیپ شهری، حداقل چندین معنای بالقوه را می بینیم. به عنوان یک ترکیب اسم-صفت، جایی که شهرسازی اسم و لندسکیپ صفت آن است.لندسکیپ شهری ممکن است رویکرد لندسکیپ به شهرسازی باشد، به همان شیوه ای که مردم شناسی اجتماعی شاخه ای از مردم شناسی است. اگر لندسکیپ شهرسازی ترکیب اسم-اسم باشد ، برای لندسکیپ ، جایگزین کردن معماری به جای بلوک ساختمان شهرسازی- مرکز اصلی نقش لندسکیپ به عنوان تولیدکننده اصلی است. میراث ماندگار لندسکیپ این است که لندسکیپ شهری نهایتا کامل کننده است، باز پروری می کند به چالش می کشدبه  جای اینکه چشم انداز سبز را جایگزین کند، چه سبز به عنوان اسم باشد و یا صفت و یا یک گیاه سبز در جنگل. در نگاه به سمت شهرهای چندین منظوره بیایبد در ذهن داشته باشیم که شهرسازی سبز باید به صورت عمودی هم برگزار شود

   + نسترن ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()

مناظر و چشم اندازهای نروژ فراتر از نفت

برای بیش از یک قرن ، طراحان منظر چشم اندازهای تولید انرژی را به محیطهای فرهنگی تبدیل کرده اند. حمایت این مناظر و آثار زیربنایی از آنها باعث تغییر از باغ هنری به معماری منظر در نروژ شده است.

از زمان ایجاد بخش منظر در اداره انرژی و منابع آب در سال 1963، تاثیرات منظر بر روی نیروگاههای آبی-برقی و توزیع شبکه ها، ارزش محیط زیستی ، اقتصادی و زیبا شناختی را در نروژ تغییر داده است. در نتیجه منظر تولید انرژی تا حدودی به شهرنشینی کردن چشم اندازهای طبیعی و هم چنین چشم اندازهای کنار آب از دهه 60 پرداخته است.

کشف نفت در دریای شمال، نروژ را به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرده است و از آن زمان نیاز به تفکر نوآورانه برای برنامه ریزی تکنولوژی و زیر ساختهای آن،دید نسبت به لندسکیپ را تغییر داده است. سکوهای نفتی، شهرهای کوچکی را در خود دارند ، هر کدام شامل واحدهای مسکونی، فضاهای عمومی، سیستمهای حمل و نقل. سواحل شناور به مناظر شهری تبدیل شده، در حالیکه قسمتهای مستغرق به صخره های مصنوعی نبدیل شده اند که شامل تمام انواع حیات دریایی هستند.

در آینده ای نه چندان دور ، چاههای نفت تمام خواهند شد و مناظر دکل های نفتی جای خود را به مناظر طبیعی تولید انرژی سازگار با محیط زیست خواهند داد ( به طور مثال پارکهای بادی و یا پارکهای موج). صنعت نفت نشان دهنده گذشته ، و در مرحله گذار به سوی یک آینده پایدارتر ، تمرکز بر بازیافت اجزا آن می باشد. در واقع، مسابقه بازیافت و هدایت تکنولوژی ساحل و استفاده از آن برای تحول جامعه آغاز شده است. ژئو پارک توسط  هلن و هارد به عنوان نمادی از این پیشرفت است. در این پروژه معماران برنامه های جدیدی را به عناصر تکنولوژی نفت اختصاص داده اند و فضاهای عمومی را در اطراف آن ایجاد کرده اند. به طور مثال، پلت فرمی به عنوان یک عنصر از چشم انداز اجتماعی برای بچه ها اختصاص یافته است.

در ژئو پارک، گروه ترول و افراد جوان ، در گیر فرایند طراحی شدند که منجر به نمادین شدن ژئو پارک شد. این نشان می دهد که چشم انداز تولید انرژی که پایدار نیست می تواند به یک پلت فرم  عمومی شهری از طریق فرایند اجتماعی پایدار تبدیل شود با تبدیل عناصر صنعت نفت به چشم انداز مناسبی برای زندگی شهری و فعلی، ژئو پارک یاد آوری است که معماری منظر در آن همیشه منعکس کننده زندگی اجتماعی و اقتصادی می شود.

   + نسترن ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩۱
comment نظرات ()